غربت خانۀ تـو از همه ی دنیا سر بود
چشم عالم زغریبی تـو هردم تر بود
تا کـه آن طشت پر از خون تورا خواهر دید
بیهوا از ته دل آه غریبانه کشید
طشت دیگر بـه خدا قلب جهان را خون کرد
زینب از دیدن آن دیدۀ خود جیحون کرد
خون ,تـو ,دیدن ,کردزینب ,جهان ,خدا ,قلب جهان ,خدا قلب ,جهان را ,را خون ,خون کردزینب


درباره این سایت